فرآيند ياددهي فعال :

فعاليتهاي است كه معلم در كلاس با كمك دانش‌آموزان انجام مي‌دهد ت

به روشي اطلاق مي‌شود كه در آن فراگيران در جريان آموزش برانگيخته شده و در امر يادگيري مي‌كوشند در واقع معلم نقش راهنما و هدايت كننده را ايفا مي‌كند و يك ارتباط متقابل بين معلم و شاگرد وجود دارد .

روش تدريس غير فعال :

به روشي اطلاق مي‌ِود كه به صورت معلم محور برگذار شده و دانش‌آموزان منفعل بوده و نقش شنونده را دارند . دانش‌آموزان منضبط در اين كلاس ،دانش‌آموزي است كه ساكت باشد ا امر يادگيري با معنا محقق شود . در اين تحقق فعاليتها عبارتند از درگير كردن دانش‌آموز در حل مسئله ، مشاركت خود دانش‌آموز در امر يادگيري و ايجاد تفكر انتقادي در دانش‌آموزان .دانش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آموزان بايد در يادگيري به درجه‌اي برسند تا بتوانند از يافته‌هاي خود در مسائل جديد زندگي استفاده نمايند .  . لذا بايد در آموزش ، چگونگي تفكر كردن در مورد مسائل درس و زندگي به بچه‌ها ارائه شود نه اينكه دانش‌‌آموز بدون زحمت سوال و جواب هر قسمت را بخوانند و حفظ كنند . در اينصورت يادگيري طوطي‌وار اتفاق مي‌افتد . به نظر مي‌رسد هر چه دانش‌آموز براي درك مطلبي به بحث بنشيند و يادگيري در لايه‌هاي بالاتر  اتفاق افتد ، آنگاه يادگيري تا عمق جان آنها نفوذ پيدا مي‌كند  نه تنها به سادگي از بين نمي‌رود بلكه در زندگي مي‌تواند از آن استفاده كند و از آنها در  موقعيتهاي جديدي زندگي بهره بگيرد.

يادگيري كه بدون زحمت و سطحي بدست آيد به زودي نيز از بين مي‌رود و فراموش مي‌شود . هر چه يادگيري عميق تر و دقيق تر صورت پذيرد ، لذت يادگيري نيز افزايش مي‌يابد و به راحتي نيز فراموش نمي‌شود .

در يادگيري به روش فعال زمينه‌اي در كلاس در ايجاد مي‌شود تا دانش‌آموز مسائل مورد نظر را از منظر ديگر دوستان خود ببينند و با نظرات و ديدگاههاي ديگران آشنا شوند نه اينكه تنها از ديد خود به مسئله نگاه كنند كه اين امر مسلماً منجر به رشد تفكر خلاق آنها مي‌شود.

ياگيرنده از طريق درگير شدن در فعاليتها و تجربيات متنوع يادگيري به مجموعه‌اي از دانش‌ها ، مهارت و نگرشها دست يابد كه خود در شكل گيري و توليد ‌آنها سهم داشته است .

مهمترين ويژگي اين روشها كمك به ايجاد و توسعه مهارتهاي تفكر و يادگيري در دانش‌آموزان است كه مشكل آموزشي كشور ما است به نظر مي‌رسد تا حدود زيادي اين مشكلات از طريق تدريس بر روش فعال قابل رفع است .

مهارتهاي كه از اين طريق حاصل مي‌شوند ، بعنوان مهارتهاي يادگيري ، هميشگي وياپدار . و در يادگير‌هاي بعدي مورد استفاده قرار مي‌گيرد در اين روشها معلم در نقش يك راهنما و تسهيل كننده امر يادگيري ظاهر مي‌شود او به دانش‌آموزان خود كمك مي‌كند تا به مرور به يادگيري خود راهبر و خود ارزشيابي كننده مبدل شود .

ويژگي ديگر اين روش‌ها آن است كه باعث مي‌شود دانش‌آموزان در كنار كسب دانش‌ها و مهارتهاي يادگيري به مرور نسبت به علم و علم آموزي نگرشهاي مثبتي پيدا كنند . نگرشهايي چون كنجكاوي بودن ، داشتن تفكر ، منطقي و باز بودن بينش و تفكر آنان براي پذيرش عقايد مدلل و يافته‌اهي علمي‌ ، رشد مي‌يابد كه عملاً به دانش‌آموزان فرصت مي‌دهد تا هر چه بيشتر در مسير علم آموزي و دريافت بينش علمي‌ گام بردارند .

به هر حال اگر روشهاي فعال تدريس با همه شرايط صحيح آن انجام شود منجر به پيشرفت تحصيلي ، معنا دار شدن يادگيري و نفوذ مطالب كشف شده در عميق ترين سوح يادگيري مي‌شود و نهايتاُ باعث رشد توانايي‌هاي بالقوه دانش‌آموزان مي‌شود .   استفاده از روشهاي فعال تدريس در بين معلمين ، مديران مدارس ، مسئولين اداره اولياء دانش‌‌‌‌‌‌آموزان و فرزتدانشان تا  استفاده از اين روشهاي بين همه گروه‌هاتوسعه نيابد امكان دست يابي موفقيت آميز به اين روشها محدود است . زيرا ممكن است مديران بعضاً چنين معلماني را بي مسئوليت و بي تلاش انگارند و معاونين مدارس چنين كلاسهايي را شلوغ و بي انضباط معرف نمايند و همكار ديگر آن معلم ، او را در كلاس داري ناموفق بداند و مسئولين اداره نيز به تبع گزارشات مدير ، كلاس معلم را شلوغ و او را نا كارآمد بدانند و والدين دانش‌آموزان معلم را كه عهده فعاليت را به دانش‌آموزان محول نموه و خودش نقش راهنما را به عهده دارد معلمي بي تلاش و وقت تلف كن بدانند .

در اين صورت معلمي كه با همه علاقه تلاش مي كند تا از طريق تدريس فعال ، يادگيري را تا عمق جان بچه‌ها نفوذ دهد ، با فشارهاي گروهاي مختلف روبرو شده و دلزده مي‌شود و حرارت و شور و شوق او به سردي ميگراید  داشتن روحيه ابتكار و خلاقيت براي معلمين ، آنها را در پذيرفتن اين روشها كمك مي‌نمايد و امكان موفقيت آنها را در بكارگيري اين روشها بالا مي‌برد .