علمی

مقاله


بروید به ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 0:6  توسط   | 

گرداوری اطلاعات شواهد1:

در این قسمت سعی شد با استفاده ازمصاحبه، پرسشنامه ومطالعه مجلات،پایان نامه ها،اینترنت وکتب مربوط ٬کمرویی را در دانش آموزم سمانه یزدی تشخیص دهم.

مصاحبه با معلم:

با یکی از همکارانم که شناخت کاملی از سمانه وخانواده او داشت مصاحبه ای انجام دادم طی این مصاحبه همکارم از اخلاق و رفتار سمانه رضایت کامل داشت واو را فردی کم حرف ومودب معرفی کرد که در اغلب دروسش ضعیف است وکمتر در بحث ها وفعالیت های کلاسی شرکت می کند و والدینش تقریبا افرادی کم حرف هستند.

مصاحبه با دانش آموز:

در مصاحبه ای که با دانش آموزم انجام دادم مشخص شد که تعداد دوستان او کم هستند ومعمولا کمتر به میهمانی می رود واز اینکه به تنهایی کاری را انجام دهد هراس دارد.

پرسشنامه دانش آموز:

سوالاتی که از دانش آموز به عمل آمد مشخص شد که او بیشتر اوقات درمقابل اشخاص مهم یا خواندن مطلبی در کلاس ویا صحبت کردن باکسی که برای اولین بار می بیند ویا در اتاق پر ازدحام خجالت زده ودچار دستپاچگی می شودوهنگامی که معلم از کسی بخواهد تا کاری را انجام دهد کمتر دستش را بالا می برد.

مشاهده دانش آموز:

من علاوه بر تدریس درس حرفه وفن در مدرسه دبیرتربیت بدنی نیزهستم ودر ساعات تربیت بدنی اورا مورد مشاهده فرار دادم. متوجه عدم بازی او در تیم والیبال شدم و اینکه تمایلی به شرکت فعالانه در تیم نداردودیگر همکلاسی هایش کمتر به او توجه می کردند و از من درخواست تغییر رشته ورزشی اش راکرد رشته ای مثل بدمینتون تا با دوستش بازی کند.

در کلاس درس هنگام بحث های گروهی کمتر در بحث ها شرکت می کرد وزمانی که  از او خواستم تا قسمتی از درس را کنفرانس دهد دستپاچه شد واز انجام آن خوداری کرد.

اطلاعات ویافته های علمی:

بزرگسالان ممکن است از طریق تملق،ازپذیرفتن کمرویی فرزندانشان در پاسخ به تقابلهای اجتماعی،طفره بروند که بدین ترتیب رفتار کمرویی را در آنها تقویت می کنند.(زیمباردو و رادل،1981).

شواهد مربوط به  اساس وراثتی وذاتی مربوط به میزان تغییرات گرایش گمرویی،روز به روز بیشتر می شود. در حقیقت،نقش وراثت در کمرویی در مقایسه با دیگرخصیصه شخصیتی عظیم تر است(دانیلز وپلومین،1985).مطالعات فرزند خواندگی می تواند کمرویی را در کودکان فرزند خوانده بر مبنای خصوصیت بیولوژیکی مادرانشان پیش بینی کند.در نهایت،این که کودکان بازداری شده در مقایسه با کودکان عدم بازداری شده،تفاوتهای فیزیو لوژیکی را در رابطه با بالاتر وبیشتر بودن ضربان قلب نشان می دهند،در سنین 2تا5سالگی با ادامه بازداری بیشتر در کودکان،رفتار تو داری وساکت ماندن در برخورد با همسالان غریبه،ظاهر می شود(رزینک ودیگران،1986). در مطالعات طولی تحول شخصیت،انفعال اجتماعی ویا بازداری در والدین به طور چشمگیری به اثبات رسیده است.

با وجود این شواهد ، اغلب محققان تاکید دارند که اثرهای ژنتیکی تنها سهم کوچکی از خود بر چسب زنی کمرویی را بر عهده دارند . حتی آمادگی های وراثتی می تواند تغییر کند . کودکان فرزند خوانده ، بعضی از سبکهای اجتماعی والدین ناتنی شان را کسب می کنند (دانیلز وپلامین ، 1985) وکودکان نو پایی که دچار

بازداری فوق العاده ای  می کنند (رزنیک ودیگران ،1986). کمرویی می تواند یک پاسخ سازش یافنه بهنجار به یک تجربه اجتماعی بالقوه توانکاه باشد . بامقداری کمرویی،کودکان می توانند موقتا کناره گیری

کرده وحس کنترل رابه دست بیاورند ، معمولا به همان اندازه که کودکان در برخورد با افراد غریبه تجربه به دست می آورند ، کم رویی شان کاهش می یابد . در صورت نبودن مشکلات دیگر ، کودکان کمر به طور معنا داری در معرض خطر مسائل رفتاری یا روان پزشکی قرار نخواهند گرفت ( هونیگ ، 1987) .

در حالی که در برخی از کودکان ، بدون وجودزمینه خاص و در نبود عامل موقتی که می تواند تا حدی خطر ساز باشد ، بازداری شدید کمرویی مشاهده می شود . این قبیل کودکان ممکن است درمهارتهای اجتماعی ضعیف باشند یا خود نگاره پایینی داشته باشد (سارافینو،1986) . کودکان کمرو در شروع بازی با همسالان ،        

کمتر حالت رقابت جویی پیدا می کنند . کودکان مدرسه رویی که تاحدی گرایش به کمرویی دارند، خودشان را کمتر دوست دارند وکمتر برای خویش احترام قائلند ودر مقایسه همسالان غیر کمرو ،بیشتر انفعالی هستند (زیمباردو ورادل،1981) . این قبیل عوامل ، اثر منفی را برروی ادراک دیگران می گذارد. زیمباردو گزارش می کند که افراد کمرودر مقایسه با افرادی که کمرو نیستند ، توسط همسالان اغلب کمتر صمیمی و دوست داشتنی ارزیابی می شوند .( کمرویی دانش آموزنوشته دکتر واناجا.م،اسنهالاتا.ن،دکتردیگو مارتی.ب.ر. ص 58-57)

 پيشينه ي تحقيق :                             

دكتر جكسون بويد سال 1999 در مقالة پژوهشي خود تحت عنوان « كودكان و كمرويي» فهرست جامع اطلاعات پژوهشي قابل قبول در ارتباط با كمرويي را گرد آوري و سازماندهي كرده است. به اعتقاد وي، كمرويي يك اختلال اضطرابي است و به احساسهاي هيجاني رنج آور، و ترسي از موقعيت هاي اجتماعي مربوط مي شود. آقاي « بويد» در زمينه يابي مربوط به تحقيق خود ، از ميان مطالعات پژوهشي كه درباره ي موضوع كمرويي انجام گرفته بود، اطلاعات بسيار قابل توجهي را مورد جمع آوري قرار داد. او بعداً با بررسي بيشتر مطالعات ، همبستگي ميان آن يافته را نشان داد. محققان در آن مطالعات تلاش كردند.

« كمرويي دختران و پسران» يك نگاه جديد از « جان استيونسن- هايندوگلاور» يكي از مقاله هايي بود كه بدست آمد و در ارتباط با موضوع طبقه بندي كمرويي به انواع گروه هاي متفاوت از نظر جنسيت و شدت كمرويي بود. در اين مقاله، تاحدودي نيز برتأثير روابط مادري در ميزان كمرويي كودك، تأكيد شده بود.

در رابطه با طبقه بندي جنسيت، بررسي روشن كرد كه پسران بيش از دختران مسائل رفتاري را از خود بروز مي دهند.

معلوم شد كه رابطه مادرانه در پسراني كه به عنوان « كمرويي بالا» مورد طبقه بندي قرار گرفته بودند، مثبت بوده است.

« رشد بازداري در دوران كودكي : شواهدي براي ويژگي موقعيتي و الگوي دو عاملي» 

مقاله اي است كه توسط « آسندورپف» در ارتباط با مطالعه كمرويي كه در آلمان انجام گرفته بود، نوشته شده است. در اين مطالعه سعي براين بود معلوم شود كه نشانگان به ظاهر رسيده در كودك كمرو تحت تأثير كدام يك از عوامل نا آشنا و ارزيابي اجتماعي قراردارد.

« تفسير نيم رخ رواني MMPI افراد مراجعه كننده به يك كيلينيك كمرويي» يكي از مطالعاتي بود كه در سال 1997 توسط لاين آندرسون و پالو آلتو در كلينيك كمرويي انجام گرفت. در اين مطالعه همبستگي، تلاش براين بود كه ويژگي هاي نيم رخ رواني به دست آمده از آزمون چند وجهي مينه سوتا مورد تفسير قرار گيرد.

« ويژگي هاي افراد كمرو در روابط رؤيايي» مطالعه اي همبستگي است كه بر روي افراد كمرو اجرا شد. يافته نشان داد كه افراد كمرو همانند افراد افسرده از روابط دوستانه رنج مي برند.

همچنين آشكار شد كه زنان كمرو تمايل بيشتري براي ادامه روابط دوستانه دارند اما در تمام مدت زمان ادامه روابط متقابل دچار درد و رنج هستند. ( جانسون – دانر 1995) 

« انواع بازداري و عدم بازداري كودكان» موضوعي است كه در سال 1989 در رابطه با كمرويي در دانشگاه هاروارد مورد پژوهش قرار گرفته است. در اين مطالعه، براساس رويكرد ارثي بودن كودكان از سن 14 تا 20 سالگي بر روي دو گروه از كودكان بازداري و عدم بازداري مورد ارزيابي قرار گرفت. اين بررسي نشان داد تا حد زيادي كمرويي از نوزادي تا دوران بعدي كودكي ادامه مي يابد.

« كمرويي و ادراك رفتار والدين» اين مقاله مربوط به تحقيقي است كه در سال 1990 برروي دانشجويان كالج انجام گرفته است. در اين تحقيق ، تلاش براين بود رابطه ميان سبك هاي مادري با رشد كمرويي مورد بررسي قرار گيرد. تحليل نتايج، همبستگي مثبت را ميان سبك پرورشي كنترل مادران و همبستگي منفي را ميان سبك هاي پذيرنده مادران را با رشد كمرويي، آشكار كرد. ( استبورگ و جانسون- 1990) 

 ( کمرویی دانش آموزنوشته دکتر واناجا.م،اسنهالاتا.ن،دکتردیگو مارتی.ب.ر. ص 67-62)

فيليپس جي- لازاروس « نشانگان كمرويي در كودكان سن مدرسه اي دوره ي ابتدايي» را در سال 1982 مورد مطالعه قرارداد.

او برخلاف آنچه دريافته هاي مربوط به بزرگسالان است، هيچ گونه تفاوت جنسيتي كمرويي را در ميان اين كودكان به دست نياورد.

در سال 1983 ، مطالعه اي توسط گري تراب با اين عنوان انجام شد: 

« همبستگي كمرويي يا افسردگي، اضطراب و عملكرد تحصيلي» ميان كمرويي و اضطراب و افسردگي همبستگي مثبت به دست آمد. با توجه به اينكه نمره ي افراد كمرو در مقايسه با افراد غيركمرو دربالاي متوسط قرارداشت، مؤلف اظهار مي كند كه اين نتيجه در كلاسهاي بالاتر ممكن است نقش مهمي را در اجتناب از ارتباط هاي متقابل اجتماعي ايفا كند.

« استفاني بوئل – 1998» دستيار پژوهشي دانشگاه استفورد در انستيتوي كمرويي مطالعه اي را به عنوان انجام داد. « حالت هاي هيجاني كودكان و شناخت اجتماعي شان» « جري بروفي در سال 1996»            مطالعه اي تحت عنوان « دانش آموزان كمرو يا منزوي كارآمد» انجام داده او احساس كرد در ميان              دانش آموزان كساني هستند كه در مقايسه با همسالانشان در كلاس فعال نبوده، ولي به خوبي از نظر تحصيلي و اجتماعي سازگار بودند. اما نسبتاً ساكت و آرام بوده و تمايل داشتند به طور مستقل كاركنند.

مطالعه اي تحت عنوان « عوامل شخصيتي و رشد بازداري در طول زندگي و بررسي علل منحصر به فرد كمرويي» كه در سال 1997 توسط رونالد و مونرو انجام گرفت. كمرويي عزت نفس آموزشگاهي، ملالت و دلتنگي در 100 دانشجوي كالج مورد ارزيابي قرار گرفت. كمرويي منحصراً با خود پنداره شغلي و باليدگي شغلي همبسته بود. عزت نفس آموزشگاهي فقط با خود پنداره شغلي رابطه داشت و ملالت و دلتنگي هيچ گونه همبستگي با متغيرهاي شغلي نداشت.

لئونارد آستين در سال 2000 ميلادي يافته هايش را در دومين سمينار تحقيقاتي بلاك هليز در دانشگاه ايالت بلاك هيلز، ارائه كرد. او اعتقاد داشت كه افراد كمرو ممكن است احساس كنند دوست دارند تنها باشند. بنا به عقيده ي دكتر آستين، تعداد افرادي كه از كمرويي رنج مي برند در حال افزايش است.

جورج استوكلي در سال 2000 و همكارانش ، پروژه اي را در رابطه با كمرويي در زمينه فرهنگي بر عهده گرفته بودند. عنوان مطالعه عبارت بود از: « مطالعه مقايسه اي همبسته هاي كمرويي دانش آموزان سوئيسي و چيني» . هدف اصلي اين تحقيق ، بررسي همبسته هاي كمرويي در گروه هاي نمونه كودكان مدرسه اي با دو زمينه متفاوت فرهنگي بود. اين مطالعه ارتباط ميان كمرويي و پيشرفت تحصيلي، محبوبت اجتماعي و سطح آموزشي 247 والد چيني و 227 والد سوئيسي كودكان چهارم ابتدايي را مورد بررسي قرار داد و معلوم شد كه در درجه بندي معلم، كمرويي با پيشرفت آموزشگاهي و صميميت در دختران و پسران سوئيسي و همچنين در دختران چيني همبستگي منفي داشت، ولي در پسران چيني همبسته نبود.

كتي مير در سال 2003 كه مطالعه اش تحت عنوان « ناديده گرفتن عزت نفس كودكان توسط والدين و معلمان» بود، عقيده داشت اگر هيچ اقدامي براي كمك به ايجاد احساس آرامش دركودك انجام نگيرد، كمرويي در كودكان مي تواند مسائلي را در زمينه هاي عزت نفس سلامتي روحي و جسمي در كلاس ايجاد كند، نتايج اين مطالعه نشان داد كه كودكان بخصوص دختران، خيلي بيش از آنچه بزرگسالان قضاوت مي كنند، كمرويي را با تنش بيشتري احساس مي كنند.( کمرویی دانش آموزنوشته دکتر واناجا.م،اسنهالاتا.ن،دکتردیگو مارتی.ب.ر. ص 86-73)

کمرویی واصلی ترین زمینه های آن

کمرویی  یک پدیده ی پیچیده ی روانی – اجتماعی است. کمرویی یک صفت یا ویژگی ارثی یا ژنتیکی نیست، بلکه اساساً در نتیجه ی روابط نادرست بین فردی و سازش نایافتگی های اجتماعی در مراحل اولیه ی رشد، در خانه و مدرسه پدیدار می گردد. با این که برخی از روان شناسان نظیر کتل بر این عقیده اند که بعضی افراد با زمینه یا «سندرم کمرویی» ، متولد می شوند، اما باید توجه داشت که بحث درباره ی سندرم کمرویی و استعداد بیشتر بعضی از کودکان در ابتلا به کمرویی ، به معنای ارثی بودن کمرویی مثل رنگ چشم و پوست نیست. بدیهی است کودکان کمرو عموماً متعلق به والدینی هستند که خودشان کمرویی دارند، لیکن این بدان معنی نیست که این قبیل کودکان کمرویی را از طریق ژن های ناقل از والدین خود به ارث برده اند، بلکه اساساً بدین معناست که کمرویی را از آنها یاد گرفته اند.

در اینجا به طور خلاصه به اصلی ترین زمینه های کمرویی اشاره می شود.

کمرویی ناشی از ترس

 کمرویی  ناشی از ترس عموماً از سال اول زندگی نوزاد مشاهده می شود. مطالعات انجام شده روی نوزادان، حاکی از این است که در اواسط سال اول زندگی (غالباً در شش ماه دوم آن) کمرویی به عنوان یک پدیده ی همگانی در همه نوزادان و نسبت به غریبه ها و افراد آشنایی که به خاطر تغییر لباس و آرایش ظاهر متفاوت به نظر می آیند، دیده می شود؛ به عبارت دیگر در این شرایط اضطراب از بیگانه ها و ناآشناها وجود کودک را فرا می گیرد. در حقیقت کودک خردسال از این رو کمروست که مردم برایش ناآشنا هستند، از او بزرگتر، قوی تر، قدرتمندتر و مقتدرترند و او نمی داند که در شرایط گوناگون چگونه با وی برخورد خواهند کرد.

بعد از 6 ماهگی، کودکان خردسال به تدریج به لحاظ رشد ذهنی و عاطفی، می توانند تا افراد آشنا را از غریبه ها تشخیص بدهند. همراه با افزایش دامنه ی ارتباطات کودک با دیگران، کم کم بر تجارب خوشایند و دوست داشتنی وی افزوده می شود و کودک از ارتباط و همنشینی با دیگران، بخصوص آشنایان لذت می برد، ترسش فرو می ریزد و این حالت مقدمه ی لازم و مطلوبی برای اجتماعی تر شدن کودک است.

خانواده و فرزندان کمرو

در بررسی علل کمرویی  به طور مشخص می بایست به شرایط و عوامل خانوادگی، ویژگی های شخصی و شخصیتی، نظام باورها و رفتارهای فردی، موقعیت های روانی و اجتماعی اشاره کرد.

محیط خانواده و تجارب اولیه ی کودک به خصوص در سنین پیش دبستانی و سال های آغازین مدرسه، اصلی ترین نقش را در شکل گیری شخصیت کودک دارد. در این دوران الگوهای رفتاری بزرگسال، برنامه های تلویزیونی، نحوه و میزان ارتباطات عاطفی، کلامی و اجتماعی خردسالان با والدین و بزرگسالان خانواده بیشترین تأثیر را در رشد مطلوب اجتماعی و یا به وجود آمدن اضطراب و کمرویی کودکان می تواند داشته باشد.

زمانی که الگوهای بزرگسال مثل والدین، خودشان عموماً مضطرب بوده، از مهارت برقراری روابط عاطفی – اجتماعی مطلوب و خوشایند با دیگران، به ویژه با فرزندان خود بی بهره باشند، بدون شک طبیعی است که فرزندان این خانواده نیز بیاموزند که کمرو  باشند به همین دلیل بعضی از روان شناسان مثل واتسون کمرویی کودکان را در نتیجه ی یادگیری و تقویت آن در خانه و مدرسه می دانند.

کمال جویی و آرمان گرایی فوق العاده ی والدین و انتظارات نامعقول آنان از فرزندان در شرایط گوناگون و وادار کردن آنها به رفتارهای کلیشه ای و قالبی و عکس العمل های تصنعی در موقعیت های مختلف اجتماعی، (در حضور مهمانان، به هنگام مهمانی رفتن، حضور در مجالس جشن و مراسم عمومی، در کوچه و خیابان، در اتومبیل و اتوبوس، به هنگام لباس پوشیدن، غذاخوردن، نگاه کردن، صحبت کردن، راه رفتن و ...)،سختگیری بیش از حد بر کودکان و نوجوانان و داشتن توقعات زیاد، رفتار خصمانه و عصبی با ایشان، تهدیدها و تنبیه ها، تحقیرها و تحدیدهای ناروا و یا حمایت های افراطی و غیرضروری از فرزندان از اصلی ترین زمینه های رشد معیوب اجتماعی کودک و بروز کمرویی به شمار می آیند.

مشاهده ی دوگانگی و تعارض  در رفتار الگوهای بزرگسال و ایجاد ناهماهنگی در مفاهیم اساسی شخصیت  کودک، موجب کشاکش های درونی و در نتیجه اختلال در رشد طبیعی می گردد، اضطراب  شدید و کمرویی کودک را به همراه خواهد داشت.

تک فرزندها و فرزندان اول خانواده

کمرویی در میان فرزندان اول خانواده و تک فرزندها بیش از سایر فرزندان خانواده دیده می شود؛ به خصوص زمانی که والدین قادر نباشند زمینه ی تربیت و رشد اجتماعی مطلوب و هماهنگ ایشان را مطابق با نیازهای عاطفی و اجتماعی آنان فراهم آورند. به طور کلی در غالب موارد ، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها با بزرگترها بیشتر همانند سازی می کنند و تمایل ایشان در برقراری ارتباط با بزرگسالان بیش از همسالانشان است. به دیگر سخن ، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها در برقراری ارتباط با همسالان و همکلاسی های خود بیشتر با مشکل مواجه می شوند تا با افراد بزرگسال، چرا که عموماً والدین انتظارت و توقعات متنوعی از تنها فرزند و یا فرزند اول خود دارند و به دلیل همین انتظارات فوق العاده، اعمال فشارهای روانی از طرف والدین و آرمان خواهی های فراوان ایشان و احساس ناتوانی این قبیل فرزندان در تحقق بخشیدن به خواست های والدین، به تدریج بعضاً دچار احساس بی کفایتی می شوند و خودپنداری بسیار ضعیفی پیدا می کنند و زمینه ی اضطراب  فراگیر و کمرویی در شخصیت ایشان نمایان می شود. به خاطر چنین وضعیت عاطفی – روانی، از دست دادن احساس خود ارزشمندی و برخورداری از خودپنداری کمتر، در بعضی از موارد فرزندان اول در مقایسه با سایر فرزندان خانواده به توفیقات کمتری در پیشرفت تحصیلی دست می یابند.

مدرسه، تقویت کمرویی یا رشد اجتماعی

مدرسه، به عنوان اولین جایگاه رسمی تجربه ی اجتماعی کودکان، می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت کمرویی یا پرورش مهارت های اجتماعی آنان ایفا کند. متأسفانه در بسیاری از موارد کمرویی کودکان در محیط مدرسه و فضای کلاس درس تقویت می گردد و چنین رفتار ناخوشایندی در شخصیت کودک تثبیت می شود.

در غالب موارد، اولیای مدرسه رفتار انفعالی و آرام و سکوت مضطربانه ی کودک یا کودکان کمرو و ناتوان را به عنوان یک صفت پسندیده و ویژگی رفتاری مطلوب تلقی می نمایند، بعضاً با تأیید و تشویق  های خود، به طور مستقیم و غیرمستقیم سعی می کنند آن را تقویت نمایند. واقعاً جای بسی تعجب و تأسف است که در بسیاری از مدارس ما گاهی بالاترین نمره ی انضباط از آن کمروست!

برچسب زدن ها و القای ویژگی های خاص به بعضی از کودکان، مانند این که معلم مرتباً بگوید که فلان کس، دانش آموزی است بسیار آرام، ساکت و مؤدب و اعمال فشارهای اخلاقی و وادار کردن کودک به سکوت های اجباری و رفتارهای به اصطلاح مؤدبانه ی مصنوعی سبب می شود که وی به تدریج به یک موجود کاملاً کمرو با شخصیتی انفعالی تبدیل گردد.

در اینجا نیز اعمال فشارهای روانی و اخلاقی، اجرای مقررات خشک و غیرقابل انعطاف، برخوردهای قالبی و دیکتاتور منشانه، رقابت های فشرده و نابرابر، ترسیم فاصله یا شکاف فوق العاده زیاد و غیر عادی بین وضع موجود و وضع مطلوب برای دانش آموزان، اظهار نگرانی مداوم نسبت به آینده ی شاگردان و کنترل شدید رفتارهای فردی و اجتماعی ایشان، کمال جویی ها و آرمان خواهی ها، تحقیرها و تهدیدها، تنبیه ها و محدودیت های غیرمنطقی و تقویت روحیه ی تسلیم پذیری و احساس عدم کفایت اجتماعی و ... می تواند زمینه های اضطراب و کمرویی را در کودکان ایجاد و یا تقویت کند.

فشارهای اجتماعی و کمرویی

علاوه بر خانه و مدرسه، عواملی همچون محرومیت ها و آسیب های اجتماعی ، ناسازگاری های شغلی، سلطه ها و فشارهای گروهی، مقایسه ها و برتری طلبی های قومی و نژادی، تقویت شخصیت انفعالی، پرخاشگری ها و قدرت مداری ها، کنترل شدید اجتماعی، بی احترامی به حقوق و آزادی های مشروع فردی، ویرانگری خلاقیت های ذهنی، تقبیح و تهدید صراحت ها و شجاعت  های اخلاقی توسط صاحبان زور و والیان تزویر، ترویج فرهنگ خصومت و خشونت  و لجام گسیختگی نفسانی در جامعه می تواند از دیگر عوامل زمینه ساز فزونی اضطراب تشدید کمرویی و رفتارهای گوشه گیرانه باشد.

کمرویی رفتاری است آموخته شده

و

هر رفتاری قابل تغییر است

اما همیشه باید امیدوار بود

و به مطلوب ترین شرایط و مؤثرترین روش ها اندیشید.

منابع :

روان شناسی کمرویی و روش های درمان  آن – تألیف غلامعلی افروز

روان شناسی و تربیت کودک و نوجوان - تألیف غلامعلی افروز

خود درمانگری در لکنت زبان - تألیف غلامعلی افروز

روان شناسی تربیتی کاربردی – تألیف غلامعلی افروز

مباحث عمده در روان پزشکی – ترجمه جواد وهاب زاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 10:42  توسط   | 

مقاله ای درباره کمرویی دانش آموزان

 مشکل کم رویی در دانش آموزان
اکثر معلمان و مسوولان مدارس، در طول خدمت آموزشگاهی خود با دانش آموزانی برخورد می کنند که رفتارهایی متفاوت با سایر همکلاسان از خود نشان می دهند. یکی از این رفتارها که نگرانی بزرگترها را برمی انگیزد مشکل کمرویی و گوشه گیری دانش آموزان است که در گستره وسیعی جای می گیرد که با سکون، سکوت، غمگینی و درخود فرورفتگی و انزوا همراه است.

روان شناسان کمرویی و گوشه گیری را رفتاری ناسازگارانه تلقی می کنند که بعضا مزمن و با دوام است. این رفتارها سازگاری کودک را با مشکلات زیادی مواجه می کند و برای زندگی سایر اشخاص که به نوعی با کودک در تماس هستند، عامل مزاحمی به حساب می آید.

● تعریف کمرویی

کمرویی و کناره گیری کودک، کوششی برای خودداری از ارتباط با محیط اطراف است. کودک کمرو و گوشه گیر ممکن است از برقرارنمودن تماس با افراد و شرکت در فعالیت های اجتماعی، تقلیل یافتن علائق ذهنی و عاطفی به محیط خارج همراه باشد. این دسته از کودکان ممکن است از موقعیت هایی مانند؛ شکست، انتقاد، کمبود، اعتماد به نفس، دستپاچگی یا تحقیر ترس داشته باشند.

کودکان کمرو و گوشه گیر معمولا از داشتن دوست محروم هستند و یا تک دوست بوده و بسیار به آنها وابسته می باشند و به طور کلی از بودن در کنار هم سن های خود لذت نمی برند و به فعالیت های گروه علاقه نشان نمی دهند. متاسفانه کودکان کمرو و کناره گیر معمولا موردتوجه قرار نمی گیرند، علت نیز آن است که نسبت به کودکان دیگر، کمتر توجه اطرافیان را به خود جذب می کنند. روابط اجتماعی این دسته از کودکان در مقایسه با همسالان در عملکردهایشان دچار کمبود و کاستی است و احتمالا حالت هایی از افسردگی و ناشادی را تجربه خواهند کرد و با مشکلات آموزشی خود، مواجه خواهند گردید.

● مشخصه های رفتاری کودکان کمرو و گوشه گیر

رفتار گوشه گیری یا انزواطلبی به عنوان یکی از مشکلات عمده در کودکان و نوجوانان محسوب می شود و متاسفانه برای آنکه در مدرسه ایجاد دردسر و مشکل نمی کنند دیرشناخته شده و گاه به عنوان فردی مودب و بی دردسر از طرف دیگران معرفی می گردند. در نتیجه تشخیص و شناخت آنها به تاخیر می افتد و زمانی متوجه مشکل می گردند که کار درمان سخت تر و وضعیت شاگرد حادتر شده است.

این کودکان و نوجوانان دارای احساس بی کفایتی بوده و به دنیای درون خود پناه می برند و بیش از حد متواضع هستند و حتی اگر با مسئله ای مخالف باشند جرات بیان مخالفت یا نظرات خود را ندارند.این افراد نسبت به مسائل اطراف خود حساسیت بیش از حدی دارند و اگر مسئله ای مخالف نظر آنها باشد یا مجبور به شرکت در کار جمعی باشند، در گوشه ای کز کرده و با کسی حرف نمی زنند و گاه در هنگام شدت ناراحتی ناخن های خود را می جوند.رفتار چنین کودکانی همواره با شک و تردید همراه است و دور از اطمینان که جهش های ناشیانه و پس روی های ناگهانی به دنبال دارد.

همه این حرکات این تصور را ایجاد می کند که شخص کمرو بین دو نیروی متضاد در کش و واکش است.هر کودک کمرویی دارای خصوصیاتی است که ناتوانی او را در نظر خودش بزرگ تر و در نظر دیگران نمایان تر جلوه می دهد. مثل این است که کودک با کمرویی خود می خواهد بگوید؛ «می بینید که من چقدر رنج می برم، پس راحتم بگذارید!»بدین ترتیب کودک با رفتار تردیدآمیز خود به جایی می رسد که از ارتباط های اجتماعی که برای او رنج آور و دشوار است پرهیز می کند، زیرا می ترسد نتواند به صورت مناسبی با آنها روبه رو شود.

● نشانه های دیگر

دست های کودک کمرو غمناک است. کودکی که از کمرویی خود به ستوه آمده است جرات نمی کند دست کسی را که به سوی او دراز شده است بفشارد، زیرا می ترسد که او متوجه غمناک بودن دست هایش بشود. دشواری دیگر برای بعضی از کودکان انزواطلب احساس نیاز رفتن به دستشویی است، زیرا می ترسند برای رفتن به دستشویی از معلم اجازه بگیرند و معلم اجازه ندهد، این دسته از کودکان گاهی موقع حرف زدن دچار دشواری هایی می شوند. از ترس اینکه نتوانند منظور خود را شرح دهند، به لکنت زبان دچار می شوند.

این نقص بیشتر در مقابل کسانی مطرح می شود که کودک از قضاوت ایشان بیمناک است. حرف زدن با کسی که مورد اطمینان اوست و به او محبت دارد برایش آسان است. بعضی از معلمان گاهی دیده اند که کودک کمرویی که مورد پرسش قرار گرفته، چنان دست و پای خود را گم کرده است که به ادعای خود سوال را نشنیده است. کودک کمرو با کناره گیری از گروه کودکان، از بازی هایی که به فعالیت گروهی نیاز دارد خودداری می کند و این رفتار او را از آموختن اصول زندگی اجتماعی باز می دارد و مانع رشد احساس اجتماعی بودن در او می شود.

کودک کمرو از نوعی احساس حقارت رنج می برد، او به توانایی هایی که دارد اعتماد ندارد و آنها را ناچیز می شمارد. خود را برای زندگی ضعیف و نامجهز می بیند و چنین می پندارد که برای دفاع در مقابل مشکلات آماده نیست.

● سبب شناسی مشکل

گاه گفته می شود که کمرویی نوعی بیماری خانوادگی است. اما این گفته صحت کامل ندارد. کمرویی در اغلب موارد یک نقص موروثی نیست (به جز در مواردی که با نشانه هایی از بیماری اسکیزوفرنی همراه است) بلکه رفتار نامناسبی است که کودک از محیط کسب می کند که سبب شناسان برای آن عللی را برشمرده اند.

مشکلات و اختلافات ریشه دار خانوادگی، محرومیت از محبت، فعالیت های اجتماعی بیش از حد پدر و مادر، نقص عضو یا بیماری های دیگر جسمانی، شکست های متعدد در زندگی، تحقیر کودک در مقابل جمع، انتقاد و تمسخر در حضور دیگران، نداشتن معیارهای خاصی که کودک و نوجوان برای محبوب شدن، برای خود در نظر بگیرد، توقع بیش از حد داشتن از کودک، تغییراتی که در خانواده پیش می آید مانند تولد خواهر یا برادر کوچک تر از جمله عواملی است که منجر به گوشه گیری و کمرویی در کودک خواهد شد.

● راهکارهایی برای معلمان

۱) سعی کنید علت اصلی کمرویی و کناره گیری کودک را پیدا کنید. از یادداشت های روزانه، نمایش، ایفای نقش، جملات ناتمام، قصه گویی یا فنون مشاوره استفاده کنید تا کودک را بهتر بشناسید.کودکان اغلب احساسات خود را در اینگونه از فعالیت ها واضح بیان می کنند.

۲) برای جلب اعتماد کودک و ایجاد یک ارتباط خوب تلاش کنید.

۳) از کودک خجالتی بخواهید که به دانش آموز دیگر، در نقش یک معلم کمک کند. هر توانایی و نکته جالب را که باعث بهبود روابط کودک می شد را اصل قرار دهید.

۴) کودک کمرو و گوشه گیر را در فعالیت های گروهی کوچک یا در فعالیت های کودکان دیگری که با آنها دوست است درگیر سازید. یک کودک خجالتی بیشتر دوست دارد در گروه های کوچک صحبت کند. او را برای انجام کارهای خاص با کودکان دیگر همرا کنید.

۵) به کودک کمرو و گوشه گیر مسوولیت های مختلفی واگذار کنید. مانند انتقال پیام ها، کمک به مسوولان مدرسه، کمک به دفتردار مدرسه، تدارک وسایل آزمایشگاه و ... از واگذاری کارهای سخت به کودک و همچنین کارهای اجرایی و نمایشی مانند صحبت کردن در مقابل کلاس که او را دستپاچه می کند خودداری کنید.

۶) از کارهایی که کودک خجالتی دوست دارد و قادر به انجام آن است از قبیل شرکت کردن در گروه دوستان، صحبت کردن با شخصیت معروف و یا بازی در یک گروه، فهرستی تهیه کنید و به کودک فرصت دهید تا یکی از این کارها را انتخاب کند و برای رسیدن به هدف شایستگی خود را نشان دهد. از رفتارهای تمرینی استفاده کنید.

۷) با صحبت کردن در مورد کمرویی و گوشه گیری کودکان آنها را ناراحت نکنید. همچنین از صداکردن و دعوت آنها برای اجرای فعالیت های خاص در مقابل دیگران بدون هماهنگی قبلی اجتناب کنید. یک روش مناسب برای تشویق کودک شرکت در کلاس طرح تمرین و پرسش و پاسخ با کودک است. در این روش کودک و معلم قبلا سوال و جواب را تمرین کرده اند سپس زمانی که معلم کودک را پای تخته فرا می خواند، کودک احساس می کند که این فعالیت (پرسش و پاسخ) راحت و آسان است و اعتماد به نفس پیدا می کند.

۸) خودپنداره مثبت را در کودک تقویت نمایید.

۹) برای آموزش کودک کمرو از روش «ابراز وجود» استفاده کنید. از کودک بخواهید موقعیت هایی را که دوست دارد در آنها موثر باشد و راه های تماس برای برخورد با هر موقعیتی را بررسی کند، سپس طبق برنامه ای تعیین شده با کودک کار کنید.

۱۰) زیمباردو(۱۹۷۷) پنج مرحله را برای تغییر رفتار کودک گوشه گیر پیشنهاد می کند؛ درک خود، فهم دلایل گوشه گیری، عزت نفس، گسترش فعالیت های اجتماعی و کمک به دیگر افراد کمرو (برای غلبه بر کمرویی خود و دیگران)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 10:40  توسط   | 

مهار تهای مورد نیاز معلم:

از مهارت های مورد نیاز معلمین که متاسفانه تمامی معلمان امروزی فاقد این مهارتها می باشند میتوان نمونه های زیر رابرد

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 9:22  توسط   | 

روش فعال و غیر فعال و یادگیری سطحی و عمیق

 

تدريس فعال :امروزه از این روشها چه فعال وچه غیر فعال کمتر استفاده می شودومتاسفانه تمام  یادگیری هایی که انجام می شود به صورت سطحی می باشد که من به شخصه به جز در سال سوم دبیرستان از نزدیک این سطحیت را به چشم دیده ام اما بنا به شرایط عرف وبه قول شما قاعده بازی روشهای فوق را شرح می دهیم

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 9:7  توسط   | 

پاسخ خود آزمایی فصل اول

پاسخ سوالات فصل اول

استاد بعد کلی کنکاش وجستجو در کتاب پر محتوای قرمز شما سوالات رایکی یکی در اورده اکما با کمی جسارت نظرات شخصی را هم دخیل دادیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 11:26  توسط   | 

نظریه روانی-اجتماعی اریکسون

    تصور از خود                             هويت توفيق                         تصور ديگران از خود      

                                           تصور خود از تصور ديگران

 

مراحل رشد رواني _ اجتماعي نظريه اريكسون :

اريكسون رشد شخصيت و تكامل انسان را به هشت مرحله ي مجزا تقسيم مي كند . بنابراين مراحل هشت گانه ي اريكسون در رشد رواني _ اجتماعي بشرح زير مي باشد :

      دوره ي كودكي

1 - مرحله ي اول , دوره ي اميد - اعتماد در مقابل بي اعتمادي ( تولد تا 1 سالگي)

مرحله ى دهاني- حس رشد رواني- اجتماعي در طول  اولين سال زندگي ما رخ مي دهد , يعني زماني كه بسيار درمانده هستيم .كودك براي زنده ماندن ,امنيت و محبت , به طوركامل به مادر يا مراقبت اصلي خود وابسته است . در طول مدت اين مرحله دهان اهميت حياتي دارد . اريكسون نوشت,(( كودك از طريق دهان زنده است و با آن عشق مي ورزد)) (اريكسون ، 1959,ص 57).

تعامل بين مادر و كودك تعيين مي كند كه آيا كودك دنيا را با نگرش اعتماد خواهد ديد يا بي اعتمادي . اگر مادر به نيازهاي جسماني كودك پاسخ دهد و محبت و عشق و امنيت كافي براي او تأمين كند , از آن پس كودك شروع به پرورش حس اعتماد خواهد كرد و نگرش كه نظر كودك درباره ي خود و ديگران مشخص خواهد كرد . از طرف ديگر , اگر مادر رفتاري طرد كننده ,بي ثبات و بي توجه داشته باشد كودك نگرش بي اعتمادي را پرورش خواهد داد و مظنون , ترسو و مضطرب خواهد شد براي مثال , اريكسون معتقد بود كه مادري كه بعد از به دنيا آمدن كودك او را به بستگان يا مهد كودك مي سپارد , خطر بوجود آمدن بي اعتمادي در كودك را مي پذيرد . بنابراين همساني ,پيوستگي و هماني تجربه به اعتماد منجر مي شوند. بي كفايتي , ناهمساني , يا مراقبت منفي ممكن است عدم اعتماد را برانگيزاند. بچه ها اعتماد يا عدم اعتماد را از چگونگي برخورد جهان يا اطرافيان بخصوص مادر با نيازهاي آنها ياد مي گيرند.

2 - مرحله ي دوم, دوره ي قدرت اراده (- اتكاء به خود در مقابل شرم وترديد ( 1تا 3 سالگي)

در طول دومين و سومين سال زندگي , يعني مرحله ى عضلاني مقعدي2 اريكسون , كودكان به سرعت انواع توانايي هاي بدني و ذهني را پرورش مي دهند و مي توانند كارهاي بسياري را براي خودشان انجام دهند . آن ها به طور موثرتري شروع به برقراري رابطه با ديگران مي كنند و راه مي روند , بالا ميروند , هُل مي دهند , مي كِشند و اشياء را در دست نگه مي دارند و يا آن ها را رها مي كنند كودكان از اين مهارت هاي جديداً پرورش يافته احساس غرور مي كنند و دوست دارند تا حد امكان خودشان كاري را انجام دهند

اريكسون معتقد بود كه از بين همه ي اين توانايي ها ,مهمترين آن  ها نگهداشتن و رهاكردن است او اين رفتارها را نمونه هاي نخستين تعارض هاي بعدي در رفتار و نگرش ها مي دانست.

نكته ي مهم در طول اين مرحله , اين است كه كودكان براي اولين بار مي توانند از مقداري حق انتخاب بهره مند شوند تا نيروي اراده ي خود انگيخته شان را تجربه كنند . برخورد عمده اي كه بين خواست هاي والدين و كودك وجود دارد .معمولاً به آموزش توالت رفتن مربوط مي شود , يعني اولين مورد از تلاش جامعه براي تنظيم كردن نيازي غريزي.

بنابراين در اين مرحله فرصت هايي براي خوب آزمودن مهارتها به راه و روش شخصي به خود مختاري يا استقلال مي انجامند. حمايت افراطي يا نبودن حمايت به ترديد درباره ي توانايي كنترل خويشتن و محيط منجر مي شود . كودكان مي آموزند اراده ى خود را بيازمايند , مشخصاً انتخاب كنند , خويشتن را كنترل كنند و در مقابل درخواستهاي جامعه از آزادي انتخاب برخوردار باشند.

3 - مرحله ي سوم , دوره ي هدف– ابتكار در مقابل احساس گناه و تقصير (3 تا 5 سالگي)

در اين مرحله توانايي هاي حركتي و ذهني در حال رشد مي باشند و كودكان قادر به انجام دادن كارهاي بيشتري براي خودشان هستند اكنون آن ها ميل نيرومندي به ابتكار عمل در بسياري از فعاليت ها دارند . ابتكار به شكل خيال پردازي نيز رشد مي كند و در ميل كودك به تملك والد جنس مخالف و در احساس رقابت با والد جنس موافق نشان داده مي شود .

پس چگونه بايد والدين به اين فعاليت ها و خيال پردازي هاي  خود انگيخته واكنش نشان دهند ؟ اگر آن ها كودك را تنبيه كنند, كودك احساس گناه مزمني كه تمام فعاليت هاي خود انگيخته در سراسر زندگي را تحت تأثير قرار

مي دهد پرورش خواهد داد. اما اگر والدين اين موقعيت را با عشق و همدلي هدايت كنند , كودك اين احساس را كه چه رفتاري مجاز است و چه رفتاري مجاز نيست را پرورش خواهد داد . از آن پس ابتكار كودك مي تواند به سوي هدف هاي واقع بينانه و هدف هايي كه از نظر اجتماعي تأييد مي شوند هدايت شود تا آمادگي لازم را براي رشد احساس مسئوليت و اخلاقيات بزرگسال كسب كند .

در اين مرحله كودكان انجام فعاليت هاي تازه , لذت از پيشرفت هاي خويش و چگونگي رسيدن به مقاصد خود را ياد مي گيرند .بنابراين آزادي پرداختن به فعاليت ها و بكاربردن زبان و اظهار شناخت هاي تازه به ابتكار مي انجامند . محدوديت فعاليت ها و كوتاهي والدين در پاسخ دادن به نظرات و پرسش هاي كودكان به احساس گناه منجر خواهند شد . 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 12:35  توسط   | 

مراحل رشد پیش از تولد

رشد پیش از تولد، رویدادی شگفت انگیز





160 سال پیش منتقد انگلیسی نوشته است که 9 ماه پیش از تولد احتمالاً باید خیلی جالبتر از 70 سال بعد از تولد باشد و رویدادهای جالبتری را شامل شود. در فاصله انعقاد نطفه و تولد، انسانی که در ابتدای شروع زندگی تنها یک سلول است و با چشم غیر مسلح قابل رؤیت نیست به توده ایی تبدیل می شود
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 12:14  توسط   | 

خلاقیت ،نوآوری،اختراع،کشف

 


خلاقیت:خلاقیت ارتباط مستقیمی با قوه تخیل دارد وبیش ترجنبه ذهنی دارد، خلاقیت چیزی امری انحصاری است وبیش ترحاصل دارد تلاش فرداست،یعنی ممکن است کسی راخلق کندکه قبلا سابقه ذهنی نداشته باشد،گرچه آن چیز توسط شخصی دیگر درموقعیتی خاص آن راخلق کرده باشد.
اختراع: به معنی نو انگیختن و ایجاد کردن است. ماهیت اختراع طوری است که ایجاد پدیده نو. است اختراع دستیابی به چیزی یا روش جدیدی که قبلاً ناشناخته
بوده است.
.نو آوری::تحلیل وترکیب چندمفهوم وایجادمفهوم وتصوری جدیداست که قبلا موجودنبوده است وهمانا بکارگیری توانایی های ذهنی برای ارائه محصول

کشف: عرضه یک بدیدهای که قبلا ناشناخته بود ولی وجوددا شته  .


+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 15:3  توسط   | 

ویژگی معلمان فکور

 درست داست که با روش مدرک گرایی که در جامعه ما پیش گرفته شده است واز بار علمی دانش گرایان امروزی کاسته و به تبع آن از بار علمی معلمین امروزی در هر پایه ای کاسته می شود کمتر معلم فکوری در جامعه ما یافت می شود به نظر من باید تجدید نظری در مورد این روش اجرا شود تا به معلومات معلمانیآینده افزوده شود تا مدیون فرزانگان آینده نباشیم
    نسبت به محتوای

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 10:53  توسط   | 

مهارت های مورد نیاز تدریس معلم

 

با اینکه بیشتر روشهای تدریس ما بیشتر سنتی بوده وهنوز تحت تاثیر فضای مکتب خانه های قدیمی می باشد اما می توان با امید واری با آینده معلمانی با سطح فکری بالا وبا معلومات بالا نه با مدرک بالا اوضاع نابسامان آموزشی را بهبود ببخشیم ما باید ابتدا به فکر پرورش دانش آموزان باشیم تا استعداد های نهفته دانش آموزان امروزی با امکانات امروزی عجین شده وبعد آموزش را شروع نماییم برخلاف اسمی که بر اموزش و پرورش ما گذاشته اند واین برمی گردد به تربیت معلمانی با مهارت های آماده شده با امکانات وجو دانش اموزان امروزی که از حالت سنتی بیرون آأمده وپابهپای نظام آموزشی جهان قدم برداریم که حالتی رویا گونه دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 10:46  توسط   | 

تکمیل چک لیست ایجادانگیزه توسط معلمان

با توجه به چک لیست شما در کتاب قرمز والگو برداری از آنچک لیست زیر آماده نمودیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 17:19  توسط   | 

شعردر مورد پسران آفتاب

منم آن آفتاب گرم وسوزان      میان آسمانها من فروزان

بریزم نور قلبم را به یاران      کنم سرمای دل را چون بهاران

زمین قلبهارامیکنم شاد     که شادی بر دل اهل زمین باد

اگر چه ذرهایاز گرمی من   شده اهل زمین ناراحت از من

کسوف کینه برما گشته مانع       نمودم توبه از اعمال صانع

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم خرداد 1389ساعت 14:47  توسط   | 

رشد از دیدگاه برونر

Jerome Bruner ‎
برونر ابتدا تحت تاثیر پیاژه بود و بعد تحت تاثیر ویگوستگی قرار گرفت.
‏از نظر او یادگیری چیست: فرد چیزی را خارج از خودش کشف نمی کند. وقتی با ‏واقعیت های دنیای اطرافش مواجه می شود از بازسازی استفاده می کند. ساختاری ‏که در ذهن دارد به کشفی می رسد که او را به یادگیری می رساند. اگر الگوی ‏ذهنی با واقعیت بیرون جور شود یادگیری رخ می دهد.‏



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 12:10  توسط   | 

نقد بر فیلم مشق شب

آنچه که در این فیلم بیشتر مشهود بود و می شد آن را از وجنات و حرفهای دانش آموزان فهمید این بود که برای تربیت آنها چه در مدرسه و چه در محیط خانه از روش های غلط استفاده شده بود و بحث تنبیه حرف اول را می زد و مفهومی که دانش آموزان از واژه تنبیه برداشت کرده بودند کتک زدن بود و بیشتر دانش آموزان وقتی از آنها سوال می شد که تنبیه یعنی چه همه آنها بدون استثنا در جواب می گفتند "کتک" در حالی که تنبیه معانی مختلفی دارد و می شود آن را با روش های گوناگون انجام داد و این جای بسی تاسف. است و انتقادی هم که بر این فیلم وارد است این است که می توانستند برای صحبت کردن با دانش آموزان محیط طبیعی تری فراهم کنند تا دانش آموزان راحت تر حرف هایشان را بزنند در این فیلم تکان دهنده ترین صحنه ای که دیدم آن دانش آموزی بود که او را عقب مانده و ضعیف می دانستند این در حالی بود که او یکی از دانش آموزان خوب مدرسه بوده است و به خاطر برخورد های نا مناسبی که با شده بود او حتی حاضر به صحبت کردن با فرد مصاحبه کننده نبود و فقط با بودن دوستش در کنار او کمی صحبت کرد و در آخرین لحظات ثابت کرد که او می توانسته جزء بهترین ها باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:41  توسط   | 

مقایسه روش های تدریس

مقایسه روش های تدریس  بر اساس  مراحل تدریس، فعالیت معلم، فعالیت دانش آموزان و کار گروهی و منابع و موقعیت و براساس انچه تاکنون یادگرفته ایم به صورت زیر میباشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 14:28  توسط   | 

طرح درس روزانه

        به نام خدا

 

                                    طرح درس روزانه

 

نام و نام خانوادگی:سجاد قربانی نگار     پایه تحصیلی: تاریخ دوم راهنمایی                       

درس:تشکیل حکومت اسلامی                  نام مدرسه سلمان

زمان تدریس:45دقیقه                           تارخ تدریس:1/12/1388

1_هدف کلی درس:

     آشناشدن با چگونگی تشکیل حکومت اسلامی

2_اهداف جزئی و عینی:

    اهداف جزئی:1_جریان هجرت پیامبر را داند2_باجنگ های پیامبر آشنا شود3_ماجرای فتح مکه را بداند 4_با گفته ی پیامبر درمورد حکومت ساسانی آشنا شود

    اهداف رفتاری:1_ علت هجرت پیامبر را بیان کند 2_جنگ های پیامبر و سرانجام آنها رابگوید 3_علت فتح مکه و عمل پیامبر را پس از فتح بگوید 4_نام زمام داران بزرگ آن زمان رابگوید 5_سه مورد از ویژگی پیامبر را ذکر کند

 

3_ارزشیابی تشخیصی:(۵دقیقه)

    بداند1_پیامبر در چند سالگی به پیامبری رسیده است. 2_دعوت پنهانی پیامبر چند سال طول کشیده 3_ پیامبر در کجا اولین وحی را دریافت کرد 4_ماجرای هجرت به حبشه را بیان کند 5_علت پیمان قطع رابطه با مسلمانان را بگوید.

 

4_طراحی انگیزشی:(۵دقیقه)

    با نشان دادن چند عکس از عربستان آن زمان و نقشه ی موقعیت پیامبر در آن زمان و تعریف داستان سختی های پیامبر در راه تشکیل حکومت اسلامی جلب توجه و ایجاد انگیزه می کنیم .

5_روش تدریس:

    توضیحی،پرسش و پاسخ،بحث دو طرفه،گروه بندی،ارائه ی فالیت به گروه،درگیر کردن دانش آموزان

6_وسایل مورد نیاز:

   تصویر،نقشه ،کتاب ،تابلو و ماژیک وسوال.

 

7_گروهای تدریس:

   دانش آموزان به شکل (u)می نشینند وبه گروه های سه نفره فعالیت می کنند و در بحث ها شرکت می کنند.

 

8_مراحل ارائه ی درس جدید:(۱۶دقیقه)

   پس از سلام و احوال پرسی  وحضور و غیاب و ایجاد انگیزه؛برای معرفی درس اهداف رفتاری درس را روی تابلو می نویسیم و برای ارائه ی درس توضیح مختصری در مورد آن می دهیم وبا طرح چند سوال ویژگی های تاسیس حکومت اسلامی را می پرسیم و جواب ها را خودمان کامل می کنیم وبعد متن درس را به کمک دانش آموزان می خوانیم  و مطالب سخت را توضیح می دهیم وبعد پیام درس را مورد بحث قرار می دهیم و بعد درس را به کمک آنها جمع بندی می کنیم واز آنها ارزش یابی (که در زیر گفته خواهد شد)می کنیم و به آنها تکالیف پایان درس را (که در زیر گفته خواهد شد) می دهیم .

 

9_ارزشیابی فرایند و نتیجه ی تدریس:(۵دقیقه)

   با پرسش سوالاتی در مورد درس که بیانگر اثربخش بودن یا نبودن این فرایند باشد مانند سوالاتت زیر:

1_چرا کافران تصمیم به قتل پیامبر گرفتند؟2_چگونه مکه به دست پیامبر فتح شد؟3_مهم ترین کار پیامبر چه بوده است؟ 4_دو جنگ مهم پیامبر را نام ببرید؟5_سه خصوصیت اخلاقی پیامبر را نام ببرید؟

 

10_جمع بندی و خلاصه ی درس:(۱۰دقیقه)

   توسط دانش آموزان از تدریس نتیجه گیری می شود و به اختصار موارد مهمی که درس بر آنها استوار است را دو باره می گوییم و اگر دانش آموزان سوالاتی در مورد درس داشته باشند به آنها جواب می دهیم.

 

11_تعیین فعالیت ها ی تکمیلی:(۲دقیقه)

   1_پاسخ به سوالات آخر درس 2_انجام تحقیقی در مورد زندگی پیامبر (ص)و چگونگی تشکیل حکومت اسلامی .

خاتمه:

با ذکر صلوات و خداحافظی کلاس را به پایان می رسانیم.(۱دقیقه)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 12:18  توسط   | 

مقایسه ی روشهای نوین تدریس با روشهای سنتی

 

 

 

روشهای سنتی

روشهای نوین

1- معلم فعال است و مطالب را به طور کامل ارائه       مي دهد.

2- معلم راه حل ها و پاسخ را ارائه مي دهد.

 3- دانش آموزان فقط پاسخ ها را حفظ مي کنند.

 4- دانش آموزان به تنهايي ياد مي گيرند.

5- منبع يادگيري فقط کتاب است.

6- ملاک يادگيري کسب نمره است.

7- رشد فرايندهاي ساده ذهني هدف است( شنيدن ، حفظ کردن ، نمره فراموشي).

8- تکاليف بدون هدف و خسته کننده است.

 9- ارزشيابي از يادگيري بيشتر در محدود

دانستنيهااست.

10-دانش آموزان از فعاليتهاي خود و ديگران ارزشيابي نمي کنند.

11- ملاک يادگيري درارزشيابي بيشتردر مقايسه با ديگر دانش آموزان است.

12- دانش آموزان مفهوم آموزي مي کنند.

 13- ارزشيابي پاياني بيشتر ملاک عمل است.

 14- موضوعات آزمايشگاهي نيز به صورت تئوري و نوشتاري يادگرفته مي شود.

1- معلم هدايت گر و تسهيل کننده جريان يادگيري است. 2- دانش آموزان در فعاليت هاي کلاسي فعال هستند. 3- دانش آموزان در فعاليت هاي کلاسي مسائل را بررسي و حل مي کنند. 4- دانش آموزان فرضيه هاي خود را آزمايش و نتيجه گيري مي کنند. 5- دانش آموزان علاوه بر پاسخ سوالات به طراحي سوال مي پردازند. 6- دانش آموز با همياري ديگران به يادگيري مي پردازند. 7- دانش آموزان پژوهش مي کنند و نتيجه آن را در کلاس گزارش مي نمايند. 8- منبع يادگيري علاوه بر کتاب شامل مواد آموزشي ديگر نيز مي باشد. 9- ملاک يادگيري استاندارد پيشرفت مي باشد. 10- رشد فرايندهاي پيچيده ذهني (نقد و بررسي ، استدلال ، تجزيه و تحليل ، خلاقيت مفهوم سازي ، خلاصه کردن ، قضاوت و ...) هدف است. 11- تکاليف علاوه بر جنبه تمريني جنبه کاوشگري دارد. 12- فرصت خود ارزيابي براي دانش آموزان فراهم مي شود. 13- ارزشيابي مستمر در جريان تدريس صورت مي گيرد. 14- در ارزشيابي علاوه بر دانستنيها به مهارت و نگرش ها نيز توجه مي شود. 15- هر دانش آموز با خودش مقايسه مي شود. 16- دانش آموزان به توليد مفاهيم مي پردازند. 17- فرصت فکر کردن برايشان فراهم مي شود. 18- فرصت موافقت و مخالفت موضوعات فراهم مي شود. 19- مهارتهاي شناختي سطوح بالا مانند مهارت مشاهده تقويت مي شود. 20- زمينه براي مهارتهاي اجتماعي ، از طريق تبادل نظر در گروه فراهم مي شود. 21- دانش آموزان با درگيرشدن در فعاليتها به آموختن علم مي پردازند. 22- اجازه داده مي شود دانش آموزان وسايل آموزش ساده را تهيه کنند. 23- گردش علمي در فرايند تدريس برنامه ريزي مي شود. 24- دانش آموزان براساس محتواي کتاب نحوه يادگيري را بررسي مي نمايند. 25- .... ويژگيهاي رويکرد سنتي در فرايند ياددهي يادگيري اين ويژگيها در واقع آسيب هايي هستند که در فرايند ياددهي يادگيري مدارس ما وجود دارند و بايد به سمت ويژگيهاي نوين تغييريابند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 12:2  توسط   |